امید در یک جعبه

ترای ترنتTererai Trent به عنوان یک دختر جوان در روستایی زیمبابوه بدون آب و برق زندگی می کرد و هیچ امیدی به آینده خود نداشت. خوب به یاد دارم که پدرم به برادرانم و دیگر پسران روستا اشاره کرد و گفت: اینها نان آور خانه فردا هستند. ما باید آنها را آموزش دهیم. ما باید آنها را به مدرسه بفرستیم. دخترها ازدواج خواهند کرد.» 'و این فقط یک تجربه دردناک برای من بود.'

داستان او را تماشا کنید. Tererai و Jo Luck

این دختر کوچک با رویاهای بزرگ که ناامید از یادگیری بود، مخفیانه تکالیف برادرش را انجام داد. او می گوید: من خواندن و نوشتن را از کتاب های برادرم یاد گرفتم. به زودی راز تررای فاش شد و معلم از پدرش التماس کرد که اجازه دهد او یاد بگیرد.

ترای تنها دو ترم حضور داشت تا اینکه در سن 11 سالگی مجبور به ازدواج شد. در سن 18 سالگی، او مادر سه فرزند بود. او می گوید: «وقتی شوهرم متوجه شد که من می خواهم تحصیل کنم، مرا کتک می زد. من کابوس های آن دوران زندگی ام را می بینم.

Tererai در خانه در زیمبابوهدر سال 1991، یک بازدیدکننده زندگی Tererai را برای همیشه تغییر داد. جو لاک، از هیفر اینترنشنال، از هر زن در مورد بزرگترین آرزویش پرسید – چیزی که بسیاری از آن ها نمی دانستند مجاز به داشتن آن هستند. به یاد دارم که خیلی واضح گفتم: «اسم من Terrai است و می‌خواهم برای تحصیل به آمریکا بروم و می‌خواهم مدرک کارشناسی داشته باشم. او می گوید: من می خواهم فوق لیسانس بگیرم و می خواهم دکترا بگیرم. و او فقط به من نگاه کرد [و گفت]، 'اگر شما آن چیزها را می خواهید، دست یافتنی است.'



مادر ترای به امید اینکه دخترش بتواند چرخه فقر را بشکند، او را تشویق کرد تا رویاهایش را روی یک کاغذ بنویسد. این جوان 20 ساله آنها را در یک قلع ریخته و در زیر صخره ای در مرتعی که در آنجا گله می کرد، دفن کرد. او نوشت: 'به عنوان یک زن بدون تحصیلات، زندگی همچنان یک بار خواهد بود.' من واقعاً به این رویاها ایمان دارم و امیدوارم روزی برای اهداف زنان و دختران فقیر کار کنم.

یک بازمانده تجاوز را شفا دهیدTererai نه تنها چرخه را شکست، بلکه آن را در هم شکست. در سال 1998، Terrai به همراه همسر و پنج فرزندش به اوکلاهاما نقل مکان کرد. تنها سه سال بعد، او مدرک لیسانس خود را در آموزش کشاورزی گرفت. در سال 2003 - همان سالی که شوهرش به دلیل سوء استفاده از کشور اخراج شد - ترای مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت.



پس از هر دستاوردی، تررای به زیمبابوه به خانه باز می‌گشت، قلع رویاهای خود را از زیر خاک بیرون آورد و هر هدفی را که به دست آورده بود، یکی یکی بررسی کرد. در دسامبر 2009، Terrai که اکنون با خوشحالی دوباره ازدواج کرده است، بزرگترین رویای خود را محقق خواهد کرد - مدرک دکترا.



Tererai نماد امید در روستای خود است. در سفری به خانه در سال 2009، تررای و مادرش نسل جدیدی از دختران را تشویق کردند که رویاپردازی کنند و به آنها خودکار، کاغذ و قوطی های فلزی ریز دادند. او می‌گوید: «این به من احساس خوشحالی می‌کند، اما در عین حال باعث می‌شود احساس پوچی کنم که زنان بیشتری هستند که می‌توانند فرصت مشابهی داشته باشند، اما آن را به دست نمی‌آورند». 'داستان من درباره من نیست، بلکه درباره آن چیزی است که می تواند از داستان من بیرون بیاید.'

شما می توانید به دخترانی مانند Tererai در سراسر جهان کمک کنید. در رجیستری برای همه زنان ما نحوه کار را بیابید!

به خواندن ادامه دهید نماد ویدیوچگونه او نان آور خانه شد
به یه دختر یاد بده به آموزش دختران در سراسر جهان کمک کنید
منتشر شده01/10/2009

مقالات جالب